ترجمه "devotional" به فارسی

مذهبی, فداکارانه, عبادتی بهترین ترجمه های "devotional" به فارسی هستند.

devotional adjective noun دستور زبان

A piece of music or writing about or pertaining to devotion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مذهبی

    adjective

    I am more given to turning over the profane than the devotional

    من کتب غیرمذهبی و حتی کتب ضاله را بیش از کتب مذهبی مطالعه میکنم

  • فداکارانه

    adjective

    He talked enthusiastically of the music at the Oratory, and said charming things about the connection between incense and the devotional spirit.

    از موسیقی رایج در اوراتوری ستایشگرانه سخن میگفت و درباره ارتباط بین بخور دادنها و روحیه فداکارانه و مؤمنانه چیزهای جالبی تعریف میکرد.

  • عبادتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نیایشی
    • (کلیسا) مراسم مختصر
    • وابسته به نماز و دعا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devotional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "devotional" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) نفرین کردن · اختصاص دادن · صرف کردن · فدا کردن · لعنت کردن · وقف (چیزی) کردن · ویژه کردن · کنار گذاشتن
  • (اغلب جمع) ادعیه · احترام · اختصاص · از خود گذشتگی · انجام مراسم مذهبی · ایمان · بت پرست · جانسپاری · جانفشانی · دلبستگی · دلبستگی مذهبی · زهد · ستایش · سرسپردگی · فداکاری · محبت · مهرورزی · نماز و دعا · نیایش · نیایش ها (به ویژه در خلوت) · وفا · وفاداری · وقف سازی · پارسایی · پاکبازی · پیمانداری · کنارگذاری
  • عشق نفسگرایی صمیمیت: بهترین آهنگها
  • از خود گذشتگی · جان نثاری
  • (مهجور) نفرین شده · اختصاصی · از خود گذشته · جان فشان · جانباز · صادق · صدیق · علاقمند · فداکار · محکوم به فنا · مختص · ملعون · وفادار · وقف شده · پاکباز · کنارگذارده شده
  • اختصاص دادن
اضافه کردن

ترجمه های "devotional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه