ترجمه "devourer" به فارسی

بلعنده ترجمه "devourer" به فارسی است.

devourer noun دستور زبان

One who, or that which, devours. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلعنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devourer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "devourer" با ترجمه به فارسی

  • حریص · طماع
  • (با خشونت و شدت) نابود کردن · (با ولع) گوش کردن · اوباردن · اوباشتن · باولع خوردن · بلعیدن · حرص زدن · خوردن · در کام خود فرو بردن · دریافتن · سراپای وجود کسی را فراگرفتن · فراگرفتن · لمباندن · نگریستن
  • (با خشونت و شدت) نابود کردن · (با ولع) گوش کردن · اوباردن · اوباشتن · باولع خوردن · بلعیدن · حرص زدن · خوردن · در کام خود فرو بردن · دریافتن · سراپای وجود کسی را فراگرفتن · فراگرفتن · لمباندن · نگریستن
  • حریص · طماع
  • (با خشونت و شدت) نابود کردن · (با ولع) گوش کردن · اوباردن · اوباشتن · باولع خوردن · بلعیدن · حرص زدن · خوردن · در کام خود فرو بردن · دریافتن · سراپای وجود کسی را فراگرفتن · فراگرفتن · لمباندن · نگریستن
  • (با خشونت و شدت) نابود کردن · (با ولع) گوش کردن · اوباردن · اوباشتن · باولع خوردن · بلعیدن · حرص زدن · خوردن · در کام خود فرو بردن · دریافتن · سراپای وجود کسی را فراگرفتن · فراگرفتن · لمباندن · نگریستن
  • (با خشونت و شدت) نابود کردن · (با ولع) گوش کردن · اوباردن · اوباشتن · باولع خوردن · بلعیدن · حرص زدن · خوردن · در کام خود فرو بردن · دریافتن · سراپای وجود کسی را فراگرفتن · فراگرفتن · لمباندن · نگریستن
  • حریص · طماع
اضافه کردن

ترجمه های "devourer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه