ترجمه "devotion" به فارسی

وفاداری, فداکاری, دلبستگی بهترین ترجمه های "devotion" به فارسی هستند.

devotion noun دستور زبان

(ecclesiastical) A prayer ( often found in the plural ) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وفاداری

    My devotion to Your Lordship

    عالی جن آب وفاداری من به شما ...

  • فداکاری

    Would sisterly devotion go so far as to help me make sense of it?

    با فداکاری خواهرانه میتونی کمک کنی اینو درک کنم ؟

  • دلبستگی

    noun

    For her devotion, however, Anna was richly rewarded.

    با وجود این زحمات، وقف و دلبستگی حَنّا اُجرت و پاداش زیادی برای او آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • ایمان
    • اختصاص
    • ستایش
    • احترام
    • محبت
    • نیایش
    • سرسپردگی
    • پارسایی
    • وفا
    • جانسپاری
    • جانفشانی
    • پاکبازی
    • کنارگذاری
    • مهرورزی
    • پیمانداری
    • زهد
    • (اغلب جمع) ادعیه
    • از خود گذشتگی
    • انجام مراسم مذهبی
    • بت پرست
    • دلبستگی مذهبی
    • نماز و دعا
    • نیایش ها (به ویژه در خلوت)
    • وقف سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devotion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "devotion" با ترجمه به فارسی

  • (کلیسا) مراسم مختصر · عبادتی · فداکارانه · مذهبی · نیایشی · وابسته به نماز و دعا
  • (مهجور) نفرین کردن · اختصاص دادن · صرف کردن · فدا کردن · لعنت کردن · وقف (چیزی) کردن · ویژه کردن · کنار گذاشتن
  • عشق نفسگرایی صمیمیت: بهترین آهنگها
  • از خود گذشتگی · جان نثاری
  • (مهجور) نفرین شده · اختصاصی · از خود گذشته · جان فشان · جانباز · صادق · صدیق · علاقمند · فداکار · محکوم به فنا · مختص · ملعون · وفادار · وقف شده · پاکباز · کنارگذارده شده
  • اختصاص دادن
اضافه کردن

ترجمه های "devotion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه