ترجمه "dialectic" به فارسی
دیالکتیک, منطقی, فرنودآوری بهترین ترجمه های "dialectic" به فارسی هستند.
dialectic
adjective
noun
دستور زبان
Any formal system of reasoning that arrives at the truth by the exchange of logical arguments. [..]
-
دیالکتیک
method of argument for resolving disagreement
syllogism, dialectic, all rationality fell away.
منطق، دیالکتیک و همهی عقلانیت از بین رفت.
-
منطقی
adjectiveFor the rest, he thought the dialectical part of his argument of little worth;
گذشته از این او به جنبهٔ منطقی استنتاجش توجهی نداشت
-
فرنودآوری
-
ترجمه های کمتر
- فرنودگری
- گویشی
- احتجاج
- (معمولا جمع - بررسی عقاید از راه استدلال و منطق و معمولا از طریق پرسش و پاسخ) جدل
- (معمولا جمع - روش منطقی هگل که مارکس و پیروانش برای تحلیل فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی به کار گرفتند)دیالکتیک
- اندیش سنجی
- بحث منطقی
- رجوع شود به dialectical
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dialectic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dialectic" با ترجمه به فارسی
-
(تغییر دادن املای واژه ها برای نشان دادن لهجه ی محلی) گویش چشمی
-
(زبان شناسی) گویش های امریکایی (که عبارتند از گویش شمالی و گویش ایالت های مرکزی و گویش جنوبی)
-
رجوع شود به linguistic atlas
-
زنجیره گویشی
-
(غیر علمی) هر لهجه ای که با لهجه ی پایتخت یا لهجه ی اصلی سرزمین فرق داشته باشد · زبان محلی · عضو خانواده یی از زبان ها · لحجه · لهجه · لهجه ای · محلی · هموندزبانی · گویش · گویشی
-
لهجه ای · لهجی
-
رجوع شود به linguistic geography
-
اندیش سنجانه · برهانی · جدلی · دیالکتیکی · فرنودگراند · فرنودی · فرنودین · منطقی · وابسته به دیالکتیک · وابسته به فرنودآوری و احتجاج · گویشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن