ترجمه "differentiate" به فارسی
فرق گذاشتن, (از هم) تشخیص دادن, (از هم) متمایز کردن بهترین ترجمه های "differentiate" به فارسی هستند.
differentiate
verb
دستور زبان
(transitive) To show, or be the distinction between two things. [..]
-
فرق گذاشتن
-
(از هم) تشخیص دادن
-
(از هم) متمایز کردن
-
ترجمه های کمتر
- (ریاضی) مشتق گیری کردن
- (زیست شناسی) جداییدن
- افتراق
- تبعیض قایل شدن
- تمایز گذاری – تفکیک
- تمیز دادن
- جدا کردن
- جدایش یافتن
- دگرسان کردن
- فرق گذاشتن (بین)
- فرور کردن
- متفاوت کردن
- متمایز و ویژه کار شدن
- نابرابر کردن
- ناهمسان کردن
- وابرد گرفتن
- ویژه سازی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " differentiate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "differentiate" با ترجمه به فارسی
-
عملگر دیفرانسیلی
-
معادلات دیفرانسیل معمولی
-
(ریاضی) معادله ی دیفرانسیل · معادله دیفرانسیل · معادله ی فاضله · همچندی وابردی
-
ویژگی متفاوت
-
معادله دیفرانسیل با مشتقات پارهای
-
طرح پاره کاری نسبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن