ترجمه "differently" به فارسی
بطوردیگر, بطورمختلف, دگرگونه بهترین ترجمه های "differently" به فارسی هستند.
differently
adverb
دستور زبان
(manner) In a different way. [..]
-
بطوردیگر
-
بطورمختلف
-
دگرگونه
when he saw her he felt suddenly quite different
چون او را میدید ناگهان دگرگونه میشد
-
به طور متفاوت
به طور متفاوت
Who wanted you to like yourself in a different way.
که ازت بخواد به طور متفاوتي خودت رو دوست داشته باشي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " differently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "differently" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی ) قدر نسبت (تصاعد عددی)
-
تفاوتهاي سني · سن
-
تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي · تفاوتهای زیستی
-
اختلاف داشتن · تفاوت داشتن
-
(ریاضی) حساب تفاضلات متناهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن