ترجمه "Differentiation" به فارسی

تمایز, تمایز، تفکیک, تفکیک بهترین ترجمه های "Differentiation" به فارسی هستند.

Differentiation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمایز

    Differentiation into male and female organs during embryogenesis

    تمایز اندام‌های جنسی نر و ماده در مرحله رویان‌زایی

  • تمایز، تفکیک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Differentiation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

differentiation noun دستور زبان

The act of differentiating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفکیک

    And by doing so, we can differentiate the surfaces.

    و با انجام اینکار، می توانیم قسمتها را از هم تفکیک کنیم.

  • تمایز

    And the tools we did have couldn't differentiate

    و اون ابزارهایی که داشتیم نمیتوانستند تمایز قائل شوند

  • تشخیص

    Women are better at differentiating sounds but men can point to where they're coming from.

    زنان در تشخیص صدا بر مردان برتری دارند اما مردان قادر به تشـخیص جهت صدا هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • جدایگی
    • بازشناخت
    • جداسازی
    • (ریاضی) مشتق گیری
    • (زیست شناسی) جدایش
    • دگرسان سازی
    • مشتق گیری – فاضله گیری
    • ناسان سازی
    • ناسان نمایی
    • ناهمسان سازی
    • وابرد گیری
    • ویژه سازی

عباراتی شبیه به "Differentiation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Differentiation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه