ترجمه "diffusion" به فارسی

انتشار, پخش, پراکندگی بهترین ترجمه های "diffusion" به فارسی هستند.

diffusion noun دستور زبان

the act of diffusing or dispersing something, or the property of being diffused or dispersed; dispersion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتشار

    noun

    But things don't just diffuse in human populations at random.

    اما این چیزها به صورت تصادفی بین جمعیت ها انتشار پیدا نمیکنند

  • پخش

    net movement of molecules or atoms from a region of high concentration (or high chemical potential) to a region of low concentration (or low chemical potential)

    is we collect what's called a diffusion tensor imaging.

    اینه که ما چیزی بنام تصاویر پخش عضلات ممتد را جمع میکنیم.

  • پراکندگی

    noun

    by diffusion of power away from all states,

    پراکندگی قدرت برای همه دولتها نشان داده خواهد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • گسترش
    • تراوايي
    • درازگویی
    • پاشش
    • پراکنش
    • اطناب
    • پخشش
    • نشت
    • پرگویی
    • اشاعه
    • نفوذ
    • (نور) پخشیدگی
    • تفاوت و تفکیک مطالب از یکدیگر پخش – انتشار
    • روده درازی
    • شهوت کلام
    • هم آمیزی مولکول ها (در گازها و آبگونه ها)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diffusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Diffusion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پخش شدگی، ریزش، اضافه

عباراتی شبیه به "diffusion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "diffusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه