ترجمه "diffusible" به فارسی
پخشیدنی, قابل اشاعه, پاش پذیر بهترین ترجمه های "diffusible" به فارسی هستند.
diffusible
adjective
دستور زبان
Able to be diffused
-
پخشیدنی
-
قابل اشاعه
-
پاش پذیر
-
ترجمه های کمتر
- پخش پذیر
- پراکن پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diffusible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diffusible" با ترجمه به فارسی
-
تفصیل · درازگویی
-
انتشار حرارتی · انتقال گرما · مبادله گرما
-
بیماری گریوز
-
پخش شدگی، ریزش، اضافه
-
آلودگي منتشر · آلودگی غیر نقطهای
-
انتشار تحقیق · انتشار پژوهش · نشر پژوهش
-
انتشار اطلاعات · جریان اطلاعات · نشر اطلاعات
-
نظریه انتشار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن