ترجمه "digression" به فارسی
انحراف, پرانتز, تفریح بهترین ترجمه های "digression" به فارسی هستند.
digression
noun
دستور زبان
A departure from the subject, course, or idea at hand; an exploration of a different or unrelated concern. [..]
-
انحراف
nounand so my digression has at least the advantage of a moral.
و بنابراین انحراف من از راه مستقیم این فایده را داشت که پنداخلاقیبگیرم.
-
پرانتز
noun -
تفریح
noun
-
ترجمه های کمتر
- گردش
- بحث جزئی
- جمله یا عبارت معترضه
- مطلب نامربوط
- مقاله ضمیمه
- پرت شدن (از موضوع)
- پریشان گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " digression " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "digression" با ترجمه به فارسی
-
(منحرف از مطلب اصلی) نامربوط · استدلالی · برهانی · ناوابسته · پرت · پرت و پلا · کژ راهه
-
مالیات تصاعدی نزولی
-
(از موضوع) پرت شدن · از این شاخ به آن شاخ پریدن · اواره بودن · اواره کردن · سرگردان شدن · متفرق شدن · منحرف شدن · پرت شدن · پریشان گفتن · کژروی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن