ترجمه "dilate" به فارسی
فراخیدن, (سخن و نگارش) شرح و بسط دادن, اتساع یافتن بهترین ترجمه های "dilate" به فارسی هستند.
dilate
verb
دستور زبان
(transitive) To enlarge; to make bigger. [..]
-
فراخیدن
-
(سخن و نگارش) شرح و بسط دادن
-
اتساع یافتن
-
ترجمه های کمتر
- بزرگ کردن
- فراخ شدن یا کردن
- متسع شدن
- منبسط شدن
- وارد جزییات شدن (با: on یا upon )
- کش آمدن یا آوردن
- گشاد شدن یا کردن
- گشاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dilate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dilate" با ترجمه به فارسی
-
اتساع زمان
-
اتساع پذیر · انبساط پذیر
-
(شخص یا عضله یا چیزی که متسع یا فراخیده می کند) فراخش گر · از هم گشا · فراخگر
-
بادکرده · بزرگ شده · متسع · منبسط
-
اتساع زمان گرانشی
-
انبساط پذیری · قابلیت انبساط یا اتساع
-
اتساع · از هم گشودگی · انبساط (فراخ شدگی طبیعی اندام · اندام فراخیده · با dilatation مقایسه شود) · عضو متسع · فراخ شدگی · فراخش · فراخیدگی · کش آمدگی · گشاد شدگی
-
(فیزیک و شیمی) جامد شونده · از هم گشا · سخت شونده (در اثر فشار) · فراخ شو (مخالف آن : thixotropy) · فراخنده · فراخگر · فراخی پذیر · چگالگر · گشاد کننده · گشادشونده · گشادگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن