ترجمه "dilatation" به فارسی

اتساع, نفخ, (پزشکی - فراخ شدگی غیرطبیعی هر مجرا یا حفره یا سوراخ بدن) پرفراخی (با dilation مقایسه شود) بهترین ترجمه های "dilatation" به فارسی هستند.

dilatation noun دستور زبان

prolixity; diffuse discourse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتساع

    noun

    It's something similar to gastric dilatation volvulus.

    يه چيزي شبيه به اتساع معده اي بر اثر پيچ خوردگي روده ست.

  • نفخ

    noun
  • (پزشکی - فراخ شدگی غیرطبیعی هر مجرا یا حفره یا سوراخ بدن) پرفراخی (با dilation مقایسه شود)

  • رجوع شود به dilation

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dilatation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dilatation" با ترجمه به فارسی

  • اتساع زمان
  • اتساع پذیر · انبساط پذیر
  • (شخص یا عضله یا چیزی که متسع یا فراخیده می کند) فراخش گر · از هم گشا · فراخگر
  • بادکرده · بزرگ شده · متسع · منبسط
  • اتساع زمان گرانشی
  • انبساط پذیری · قابلیت انبساط یا اتساع
  • اتساع · از هم گشودگی · انبساط (فراخ شدگی طبیعی اندام · اندام فراخیده · با dilatation مقایسه شود) · عضو متسع · فراخ شدگی · فراخش · فراخیدگی · کش آمدگی · گشاد شدگی
  • (فیزیک و شیمی) جامد شونده · از هم گشا · سخت شونده (در اثر فشار) · فراخ شو (مخالف آن : thixotropy) · فراخنده · فراخگر · فراخی پذیر · چگالگر · گشاد کننده · گشادشونده · گشادگر
اضافه کردن

ترجمه های "dilatation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه