ترجمه "dilute" به فارسی

رقیق, آبناک, تنکیدن بهترین ترجمه های "dilute" به فارسی هستند.

dilute adjective verb دستور زبان

(transitive) To make thinner by adding solvent to a solution; especially by adding water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقیق

    adjective

    Animal blood dilutes the color more quickly than a diet of human blood.

    خون حیوون رنگ رو زودتر از رزیم خون انسانی رقیق می کنه.

  • آبناک

  • تنکیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (از راه آمیختن با آبگونه) رقیق کردن یا شدن
    • (از راه آمیختن با چیز دیگر) دگرگون کردن یا شدن
    • آبناک کردن یا شدن
    • تنک کردن یا شدن
    • رقیق کردن
    • ضعیف کردن یا شدن
    • پست کردن
    • کم توان کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dilute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dilute" با ترجمه به فارسی

  • رقیق کننده
  • (هر چیز رقیق شده) آبکی · آبناکی · آبکی شدگی · تقلیل ارزش · تنک · تنکش · تنکیده · تنگیدگی · رقت · رقیق سازی · رقیق شدگی · غل آگینی · محلول
  • آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · فنون ردیابی · نشاندارسازی ايزوتوپ
  • کاهش حق مالی – تقلیل حق مالکانه – کاهش سرمایه
  • درآمد کاملاً تقلیل یافته هر سهم، درآمد کاملاً رقیق شده هر سهم
  • اوراق بهادار رقیق شدنی
  • درآمد کاهش یافته هر سهم
اضافه کردن

ترجمه های "dilute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه