ترجمه "dilution" به فارسی
محلول, آبناکی, تنک بهترین ترجمه های "dilution" به فارسی هستند.
dilution
noun
دستور زبان
The action of the verb dilute. [..]
-
محلول
nounAnd I suppose never taking the 50c dilution of Chelidonium?
و فکر کنم هيچوقت محلول 50 درصد شليدونيوم رو نخوردي ؟
-
آبناکی
-
تنک
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تنکش
- تنکیده
- تنگیدگی
- رقت
- (هر چیز رقیق شده) آبکی
- آبکی شدگی
- تقلیل ارزش
- رقیق سازی
- رقیق شدگی
- غل آگینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dilution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dilution" با ترجمه به فارسی
-
رقیق کننده
-
آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · فنون ردیابی · نشاندارسازی ايزوتوپ
-
کاهش حق مالی – تقلیل حق مالکانه – کاهش سرمایه
-
درآمد کاملاً تقلیل یافته هر سهم، درآمد کاملاً رقیق شده هر سهم
-
اوراق بهادار رقیق شدنی
-
درآمد کاهش یافته هر سهم
-
(از راه آمیختن با آبگونه) رقیق کردن یا شدن · (از راه آمیختن با چیز دیگر) دگرگون کردن یا شدن · آبناک · آبناک کردن یا شدن · تنک کردن یا شدن · تنکیدن · رقیق · رقیق کردن · ضعیف کردن یا شدن · پست کردن · کم توان کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن