ترجمه "diminution" به فارسی

کاهش, تقلیل, نقصان بهترین ترجمه های "diminution" به فارسی هستند.

diminution noun دستور زبان

A lessening, decrease or reduction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهش

    noun

    The diminution of a pile of crowns made bankers sing the Marseillaise.

    کاهش یک توده از مسکوکات، صاحبان بانک را وادار به خواندن مارسییز میکرد.

  • تقلیل

    noun

    For that one man his fanaticism had suffered no diminution.

    تعصب آن مرد هرگز تقلیل نیافته بود.

  • نقصان

  • ترجمه های کمتر

    • کاستگی
    • خفت
    • (موسیقی) کاستن (درازای نت ها را نصف کردن)
    • کوچک شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diminution " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "diminution" با ترجمه به فارسی

  • بطورمصغریاپست
  • (بسیار کوچک تر از حد معمول) ریز · (دستور زبان) تصغیری · (دستور زبان) واژه ی تصغیری (مانند ((حوضچه)) و ((مردک)) در فارسی و deary و starlet در انگلیسی) · خرد · ریزه · كوچك · مصغر · هر چیز ریزه · کوتوله · کوچول موچول · کوچولو · کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "diminution" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه