ترجمه "diminutively" به فارسی
بطورمصغریاپست ترجمه "diminutively" به فارسی است.
diminutively
adverb
دستور زبان
In a diminutive manner. [..]
-
بطورمصغریاپست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diminutively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diminutively" با ترجمه به فارسی
-
(بسیار کوچک تر از حد معمول) ریز · (دستور زبان) تصغیری · (دستور زبان) واژه ی تصغیری (مانند ((حوضچه)) و ((مردک)) در فارسی و deary و starlet در انگلیسی) · خرد · ریزه · كوچك · مصغر · هر چیز ریزه · کوتوله · کوچول موچول · کوچولو · کوچک
-
(موسیقی) کاستن (درازای نت ها را نصف کردن) · تقلیل · خفت · نقصان · کاستگی · کاهش · کوچک شدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن