ترجمه "disassemble" به فارسی

(ماشین آلات) پیاده کردن (در مقابل : سوار کردن assemble), از هم باز کردن, اوراق کردن بهترین ترجمه های "disassemble" به فارسی هستند.

disassemble verb دستور زبان

To take to pieces; to reverse the process of assembly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ماشین آلات) پیاده کردن (در مقابل : سوار کردن assemble)

  • از هم باز کردن

  • اوراق کردن

  • ترجمه های کمتر

    • به هم ریختن
    • مجزا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disassemble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "disassemble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه