ترجمه "disaster" به فارسی
فاجعه, مصیبت, بدبختی بهترین ترجمه های "disaster" به فارسی هستند.
disaster
noun
دستور زبان
An unexpected natural or man-made catastrophe of substantial extent causing significant physical damage or destruction, loss of life or sometimes permanent change to the natural environment. [..]
-
فاجعه
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Slight inattention can cause a great disaster.
کوچک ترین بی توجهی ممکنه به فاجعه ختم بشه
-
مصیبت
nounBill E's scrabbling away from the hole, moaning, sensing disaster.
بیل ای دارد تقلا کنان از سوراخ دور میشود، مینالد و مصیبت را حس میکند.
-
بدبختی
nounYes, her perfume, which brings insight to me and disaster to you.
بله ، عطرش که باعث آگاهی من و بدبختی تو میشه
-
ترجمه های کمتر
- بلا
- سانحه
- آبروریزی
- آذرنگ
- جانگدازه
- نافرخی
- بیچارگی
- طوفان
- (عامیانه) افتضاح
- ابر موژ
- بدبیاری بزرگ
- سیل بزرگ
- شکست کامل
- ناکامی بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disaster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "disaster"
عباراتی شبیه به "disaster" با ترجمه به فارسی
-
حوادث بشرساخت · حوادث دستساخت
-
حوادث · حوادث كشاورزي
-
بلایای طبیعی
-
حوادث دستساخت
-
حوادث · حوادث كشاورزي
-
حوادث طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن