ترجمه "discard" به فارسی

دور انداختن, طرد, دوراندازی بهترین ترجمه های "discard" به فارسی هستند.

discard verb noun دستور زبان

(transitive) to throw away, to reject [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور انداختن

    verb

    I was conscious while they dismembered my body, and discarded me like garbage.

    من بهوش بودم وقتی اون ها بدنم رو تجزیه کردن و من رو دور انداختن مثل آشغال.

  • طرد

    If we were wolves, or even pigs, this poor, weak runt would be discarded.

    ... اگه ما گرگ ، يا حتي خوک باشيم اين بيچاره ، مثل يه خپل ضعيف طرد ميشه

  • دوراندازی

  • ترجمه های کمتر

    • کنارگذاشتن
    • مطرود
    • (بازی ورق) دور انداختن یک یا چند ورق و گرفتن ورق تازه به جای آن
    • (برگ) انداختن
    • (مجازی) دور افکندن
    • به درد نخور
    • دست کشیدن از
    • طرد کردن
    • هرچیزی که دور انداخته شده است
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "discard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه