ترجمه "disciplinary" به فارسی
انضباطی, انتظامی, تادیبی بهترین ترجمه های "disciplinary" به فارسی هستند.
disciplinary
adjective
noun
دستور زبان
Having to do with discipline, or with the imposition of discipline. [..]
-
انضباطی
The sergeant, nothing loath, related all that he knew of the Gadfly's illness, of the ;disciplinary measures,;
گروهبان از روی میل، همه آنچه را که از بیماری خرمگس و اقدامات انضباطی ،
-
انتظامی
, then they drafted me into a disciplinary company on the Kolchak front
تو یک اسواران انتظامی در جبهه کالاچ
-
تادیبی
-
ترجمه های کمتر
- سزایی
- کیفری
- اصلاح کننده
- سخت گیرانه
- وابسته به انضباط
- وابسته به تنبیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disciplinary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disciplinary" با ترجمه به فارسی
-
جرایم انضباطی – تنبیهات انضباطی
-
تدبیر انضباطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن