ترجمه "discombobulate" به فارسی

(امریکا - عامیانه) مغشوش کردن, آشفته کردن, به هم زدن بهترین ترجمه های "discombobulate" به فارسی هستند.

discombobulate verb دستور زبان

(transitive, humorous) To throw into a state of confusion; to befuddle or perplex. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امریکا - عامیانه) مغشوش کردن

  • آشفته کردن

  • به هم زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سرمست کردن
    • مست کردن
    • مغشوش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discombobulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "discombobulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه