ترجمه "discompose" به فارسی

هراساندن, (آرامش کسی را) به هم زدن, (نادر) نامرتب کردن بهترین ترجمه های "discompose" به فارسی هستند.

discompose verb دستور زبان

(transitive) To destroy the composure of something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هراساندن

  • (آرامش کسی را) به هم زدن

  • (نادر) نامرتب کردن

  • ترجمه های کمتر

    • آشفته کردن
    • بور کردن
    • نابسامان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discompose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "discompose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه