ترجمه "disconformity" به فارسی

(زمین شناسی) میانه لایه ای که دو لایه را از هم مجزامی کند, (قدیمی) ناهم رنگی (با جماعت), سرپیچی (از رسوم و سنت ها و غیره) بهترین ترجمه های "disconformity" به فارسی هستند.

disconformity noun دستور زبان

(geology) unconformity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زمین شناسی) میانه لایه ای که دو لایه را از هم مجزامی کند

  • (قدیمی) ناهم رنگی (با جماعت)

  • سرپیچی (از رسوم و سنت ها و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disconformity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "disconformity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه