ترجمه "disconsolate" به فارسی

تسلی ناپذیر, حزن انگیز, افسرده بهترین ترجمه های "disconsolate" به فارسی هستند.

disconsolate adjective noun دستور زبان

seemingly beyond consolation; inconsolable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلی ناپذیر

    adjective

    I could distinguish from the gleeful tumult within, the disconsolate moan of the wind outside.

    حالا میتوانستم غوغای پرنشاط داخل ساختمان و ناله تسلی ناپذیر باد را در خارج از آن بشنوم.

  • حزن انگیز

  • افسرده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سوگمند
    • اندوهگین
    • (از غصه) بی تاب
    • دلتنگ کننده
    • سوگ آور
    • غم آور
    • ملالت انگیز
    • پریشان کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disconsolate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disconsolate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "disconsolate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه