ترجمه "disconsolation" به فارسی
پریشانی, دل شکستگی بهترین ترجمه های "disconsolation" به فارسی هستند.
disconsolation
noun
دستور زبان
The state of being disconsolate; gloom. [..]
-
پریشانی
-
دل شکستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disconsolation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disconsolation" با ترجمه به فارسی
-
ازروی دل شکستگی · باپریشانی
-
حزن · دل شکستگی · غم · پریشانی
-
(از غصه) بی تاب · افسرده · اندوهگین · تسلی ناپذیر · حزن انگیز · دلتنگ کننده · سوگ آور · سوگمند · غم آور · ملالت انگیز · پریشان کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن