ترجمه "disconnectedness" به فارسی
جدایی, فصل, بی ارتباطی بهترین ترجمه های "disconnectedness" به فارسی هستند.
disconnectedness
noun
دستور زبان
The characteristic of being disconnected. [..]
-
جدایی
noun -
فصل
noun -
بی ارتباطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disconnectedness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن