ترجمه "discommodity" به فارسی

کاستی, ناراحتی, (قدیمی) بهترین ترجمه های "discommodity" به فارسی هستند.

discommodity noun

disadvantage; inconvenience

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاستی

  • ناراحتی

  • (قدیمی)

  • کم داشت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discommodity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discommodity" با ترجمه به فارسی

  • آژمند کردن · ناراحت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "discommodity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه