ترجمه "discount" به فارسی
تخفيف, تخفیف, تنزیل بهترین ترجمه های "discount" به فارسی هستند.
To deduct from an account, debt, charge, and the like; to make an abatement of; as, merchants sometimes discount five or six per cent for prompt payment of bills. [..]
-
تخفيف
nounA reduction of the selling price of something or of the total cost of an invoice. [..]
Mom said we can use her decorator's discount.
مامان گفت که ميتونيم از تخفيف دکوراتوري تو استفاده کنيم.
-
تخفیف
nounOne of the lovely costume girls from the show got me a discount.
یکی از اون دخترای دوست داشتنی از نمایش ، بهم تخفیف داد.
-
تنزیل
it will only cost you a discount of 5,000 or 6,000 francs.
نهایت این است که شش هزار فرانک تنزیل خواهید داد.
-
ترجمه های کمتر
- فیفخت
- نادیده گرفتن
- کاستن
- (از پیش) آماده کردن
- (از پیش) محاسبه کردن
- (با تردید وتعدیل برخی قسمت ها) باور کردن
- (با گرفتن حق العمل وبهره ی اضافی برات و سفته و غیره را) نقد کردن
- (برات یا سفته و غیره - بهره ای که قبلا از کل مبلغ کسر می شود) پیش کاهش
- (برخی از اظهارات کسی را) باور نکردن
- (قیمت و غیره) تخفیف
- (قیمت کالا و غیره) تخفیف دادن یا قائل شدن
- با تنزیل فروختن یا وام دادن
- به حساب آوردن
- تنزیل کردن
- مبالغه آمیز پنداشتن
- میزان بهره (میزان بهره ای که برای نقد کردن سفته و برات قبل از سررسید باید پرداخت شود) (discount rate هم می گویند)
- پیش کاهی کردن
- کاستن مبلغ وام (از سوی وام دهنده به شرط آن که وام گیرنده پرداخت ها را سر موعد انجام دهد و یا وام را یک جا بازپرداخت کند)
- کاهش بها
- کم کردن
- کم کردن (قیمت و کارمزد و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discount " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تخفیف
One of the lovely costume girls from the show got me a discount.
یکی از اون دخترای دوست داشتنی از نمایش ، بهم تخفیف داد.
عباراتی شبیه به "discount" با ترجمه به فارسی
-
تنزبل جریانهای نقدی
-
فروشگاه ها تخفیفی
-
دوره تنزیل
-
دوره برگشت تنزیل شده
-
تنزیل
-
عامل تنزیل
-
اسناد تجاری تنزیل شده
-
ارزش اوراق قرضه باکسر