ترجمه "discordant" به فارسی

ناسازگار, ناهماهنگ, گوشخراش بهترین ترجمه های "discordant" به فارسی هستند.

discordant adjective دستور زبان

harsh or dissonant sounding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناسازگار

    adjective

    What is most remarkable is that, taken together, all these buildings are not discordant.

    از آن مهمتر آن که مجموعهء ساختمانها چندان با هم ناسازگار نیست.

  • ناهماهنگ

    Thousands of flags waved, adding their discordant national anthems to the racket.

    هزار آن پرچم در هوا بهاهتراز درآمد و صدای ناهماهنگ سرودهای ملی فضا را پر کرد.

  • گوشخراش

  • ترجمه های کمتر

    • ناهنجار
    • نامتوافق
    • ناهمساز
    • وصله ناجور
    • ناساز
    • ناجور
    • (صدا) زننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discordant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discordant" با ترجمه به فارسی

  • اختلاف · عدم توافق · ناجوری · ناسازگاری · ناسازی
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
  • (اسطوره های یونان و روم) سیب دلخوری (که موجب جنگ های تروا شد) · دلیل حسادت · سبب دلخوری · مایه ی شر
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
اضافه کردن

ترجمه های "discordant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه