ترجمه "discord" به فارسی

نفاق, اختلاف, ناسازگاری بهترین ترجمه های "discord" به فارسی هستند.

discord verb noun دستور زبان

Lack of concord, agreement or harmony among persons, groups, or things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفاق

    noun
  • اختلاف

    noun

    A spirit of competition between the sexes has contributed to conflict and discord.

    عامل دیگری که بر اختلاف و ستیزهجویی آنان میافزاید رقابت بین یکدیگر است.

  • ناسازگاری

    This discord, it will not recover my wine.

    این ناسازگاری ، شراب منو بهم برنمی گردونه.

  • ترجمه های کمتر

    • جدایی
    • نزاع
    • تنافر
    • ناهمخوانی
    • ناهماهنگی
    • کشاکش
    • غرش
    • ستیزه
    • (صدای ناهنجار) سروصدا
    • (موسیقی) ناسازی
    • آوای گوش خراش
    • اختلاف عقیده
    • عدم - توافق
    • عدم توافق
    • قیل و قال
    • مخالف بودن
    • مخالفت کردن با
    • مغایر بودن
    • موافق نبودن
    • ناهم سازی
    • نساختن با
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discord " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discord" با ترجمه به فارسی

  • (صدا) زننده · ناجور · ناساز · ناسازگار · نامتوافق · ناهماهنگ · ناهمساز · ناهنجار · وصله ناجور · گوشخراش
  • اختلاف · عدم توافق · ناجوری · ناسازگاری · ناسازی
  • (اسطوره های یونان و روم) سیب دلخوری (که موجب جنگ های تروا شد) · دلیل حسادت · سبب دلخوری · مایه ی شر
  • (صدا) زننده · ناجور · ناساز · ناسازگار · نامتوافق · ناهماهنگ · ناهمساز · ناهنجار · وصله ناجور · گوشخراش
اضافه کردن

ترجمه های "discord" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه