ترجمه "discordance" به فارسی

اختلاف, ناسازی, ناجوری بهترین ترجمه های "discordance" به فارسی هستند.

discordance noun دستور زبان

A state of discord [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختلاف

    noun

    A spirit of competition between the sexes has contributed to conflict and discord.

    عامل دیگری که بر اختلاف و ستیزهجویی آنان میافزاید رقابت بین یکدیگر است.

  • ناسازی

    It was a heroic symphony wherein the very discords clashed together and mingled and grew into a serene whole!

    سمفونی پهلوانی، که حتّی نواهای ناسازی که در آن به هم برمیخورند و با هممیآمیزند کنسرت پر صفائی میسازند!

  • ناجوری

  • ترجمه های کمتر

    • ناسازگاری
    • عدم توافق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discordance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discordance" با ترجمه به فارسی

  • (صدا) زننده · ناجور · ناساز · ناسازگار · نامتوافق · ناهماهنگ · ناهمساز · ناهنجار · وصله ناجور · گوشخراش
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
  • (اسطوره های یونان و روم) سیب دلخوری (که موجب جنگ های تروا شد) · دلیل حسادت · سبب دلخوری · مایه ی شر
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
  • (صدای ناهنجار) سروصدا · (موسیقی) ناسازی · آوای گوش خراش · اختلاف · اختلاف عقیده · تنافر · جدایی · ستیزه · عدم - توافق · عدم توافق · غرش · قیل و قال · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · ناسازگاری · ناهم سازی · ناهماهنگی · ناهمخوانی · نزاع · نساختن با · نفاق · کشاکش
  • (صدا) زننده · ناجور · ناساز · ناسازگار · نامتوافق · ناهماهنگ · ناهمساز · ناهنجار · وصله ناجور · گوشخراش
اضافه کردن

ترجمه های "discordance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه