ترجمه "disembark" به فارسی
(بار) تخلیه کردن, (به ویژه کشتی و هواپیما) پیاده شدن یا کردن بهترین ترجمه های "disembark" به فارسی هستند.
disembark
verb
دستور زبان
To remove from on board a vessel; to put on shore; to land; to debark. [..]
-
(بار) تخلیه کردن
-
(به ویژه کشتی و هواپیما) پیاده شدن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disembark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disembark" با ترجمه به فارسی
-
باراندازی · پياده شدن · پیاده سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن