ترجمه "disembarkation" به فارسی
باراندازی, پياده شدن, پیاده سازی بهترین ترجمه های "disembarkation" به فارسی هستند.
disembarkation
noun
دستور زبان
The act of disembarking. [..]
-
باراندازی
-
پياده شدن
disembarked on a small beach in the north of ff
پياده شدن در جزيره کوچکي در جنوب فف.
-
پیاده سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disembarkation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن