ترجمه "disencumber" به فارسی
حل کردن, دست و بال کسی را باز کردن, رفع دردسر (یا مزاحمت و غیره) کردن بهترین ترجمه های "disencumber" به فارسی هستند.
disencumber
verb
دستور زبان
To remove an encumbrance (a burden). [..]
-
حل کردن
verb -
دست و بال کسی را باز کردن
-
رفع دردسر (یا مزاحمت و غیره) کردن
-
ترجمه های کمتر
- رها کردن
- سبکبال کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disencumber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن