ترجمه "disendow" به فارسی
ارزانی نداشتن, از موهبت برخوردار نکردن, اعطا نکردن بهترین ترجمه های "disendow" به فارسی هستند.
disendow
verb
دستور زبان
To deprive of an endowment.
-
ارزانی نداشتن
-
از موهبت برخوردار نکردن
-
اعطا نکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disendow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن