ترجمه "disfigurement" به فارسی

آهو, کاستی, عیب بهترین ترجمه های "disfigurement" به فارسی هستند.

disfigurement noun دستور زبان

The result of disfiguring; the state of being disfigured; defacement; deformity; disfiguration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهو

    noun proper
  • کاستی

  • عیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آسیب ناکی
    • از ریخت اندازی
    • بی ریختی (disfiguration هم می گویند)
    • کم داشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disfigurement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disfigurement" با ترجمه به فارسی

  • از شکل انداختن · بی ریخت کردن
  • ازشکل افتادگی · زشتی · مایه زشتی
  • از شکل انداختن · بی ریخت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "disfigurement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه