ترجمه "disgorge" به فارسی
استفراغ کردن, قی کردن, ریختن بهترین ترجمه های "disgorge" به فارسی هستند.
disgorge
verb
دستور زبان
To vomit or spew, to discharge. [..]
-
استفراغ کردن
verb -
قی کردن
verb -
ریختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سلفیدن
- (از حلقوم کسی) بیرون کشیدن یا دادن
- (برخلاف میل خود یا به زور) پس دادن
- بالا آوردن
- برون ریختن
- بلند کردن
- بیرون دادن
- مریض شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disgorge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disgorge" با ترجمه به فارسی
-
برگشت · برگشت خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن