ترجمه "disfranchise" به فارسی

(از امتیاز یا حق ویژه ای) محروم کردن, (از حقوق شهروندی محروم کردن (به ویژه از حق رای) از حقوق اجتماعی محروم کردن, ازعضویت برکنار کردن بهترین ترجمه های "disfranchise" به فارسی هستند.

disfranchise verb دستور زبان

To deprive someone of some privilege, especially the right to vote; to disenfranchise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از امتیاز یا حق ویژه ای) محروم کردن

  • (از حقوق شهروندی محروم کردن (به ویژه از حق رای) از حقوق اجتماعی محروم کردن

  • ازعضویت برکنار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • امتیاز زدایی کردن
    • جواز و حقوق انحصاری را (از شخص یا موسسه) پس گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disfranchise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disfranchise" با ترجمه به فارسی

  • محرومیت یامحروم سازی ازحق انتخابات
اضافه کردن

ترجمه های "disfranchise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه