ترجمه "dishevel" به فارسی

پریشان کردن, پریشتن, گوراندن بهترین ترجمه های "dishevel" به فارسی هستند.

dishevel verb دستور زبان

(transitive) To throw into disorder; upheave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پریشان کردن

    verb

    with her hair dishevelled

    در حالتی که گیسوان پریشان کرده

  • پریشتن

  • گوراندن

  • ترجمه های کمتر

    • گوریدن
    • (جامه) نامرتب و ناجور کردن
    • (جامه) نامرتب و چروکدار کردن یا شدن
    • (موی سر) ژولیده
    • ژولیده کردن
    • گره گره شدن یا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dishevel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dishevel" با ترجمه به فارسی

  • (جامه) نامرتب و چروک دار · (موی سر) ژولیده · آشفته · دارای مو یا لباس نامرتب · پریشان · گوریده
  • اشفته · نامرتب · پریشان · ژولیده
  • (جامه) نامرتب و چروک دار · (موی سر) ژولیده · آشفته · دارای مو یا لباس نامرتب · پریشان · گوریده
  • (جامه) نامرتب و چروک دار · (موی سر) ژولیده · آشفته · دارای مو یا لباس نامرتب · پریشان · گوریده
اضافه کردن

ترجمه های "dishevel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه