ترجمه "disintegrate" به فارسی

فروپاشیدن, فاسدشدن, وارفتن بهترین ترجمه های "disintegrate" به فارسی هستند.

disintegrate verb دستور زبان

(transitive) To undo the integrity of, break into parts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروپاشیدن

  • فاسدشدن

    verb
  • وارفتن

  • ترجمه های کمتر

    • واپاشیدن
    • پوسیدن
    • (در اثر فساد رادیواکتیو و یا واکنش اتمی) واپارچه شدن
    • از هم پاشیدن
    • تجزیه شدن
    • تکه تکه شدن یا کردن
    • داغان کردن یا شدن
    • متلاشی شدن
    • متلاشی کردن یا شدن
    • منحط شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disintegrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disintegrate" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) ازهم پاشی اتمی · تلاشی اتمی
  • تغییر اجتماعی · توسعه اجتماعي · فروپاشي اجتماعي
  • تجزیه پذیر · خردشدنی
  • تجزيه · تجزیه · خردشدگی · فروریختگی · وا گرایی – فرو پاشی – تجزیه
اضافه کردن

ترجمه های "disintegrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه