ترجمه "disinterested" به فارسی
برابرنگر, منصف, بی تفاوت بهترین ترجمه های "disinterested" به فارسی هستند.
disinterested
adjective
دستور زبان
Uninterested, lacking interest. [from 17th c.] [..]
-
برابرنگر
-
منصف
-
بی تفاوت
-
ترجمه های کمتر
- بی طرف
- بی علاقه
- بی غرض
- بی نظر
- عاری از نفع شخصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disinterested " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disinterested" با ترجمه به فارسی
-
انصاف · برابرنگری · بی تفاوتی (disinterestedness هم می گویند) · بی طرفی · بی علاقگی · بی غرضی · بی نظری · بیطرفی · ذی علاقه نبودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن