ترجمه "disinterest" به فارسی
برابرنگری, بیطرفی, انصاف بهترین ترجمه های "disinterest" به فارسی هستند.
disinterest
adjective
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) A lack of interest; indifference; apathy. [..]
-
برابرنگری
-
بیطرفی
noun -
انصاف
-
ترجمه های کمتر
- بی تفاوتی (disinterestedness هم می گویند)
- بی طرفی
- بی علاقگی
- بی غرضی
- بی نظری
- ذی علاقه نبودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disinterest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disinterest" با ترجمه به فارسی
-
برابرنگر · بی تفاوت · بی طرف · بی علاقه · بی غرض · بی نظر · عاری از نفع شخصی · منصف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن