ترجمه "dislodgement" به فارسی

اخراج, ازجابیرون شدگی بهترین ترجمه های "dislodgement" به فارسی هستند.

dislodgement noun دستور زبان

The state or process of being dislodged [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

  • ازجابیرون شدگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dislodgement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dislodgement" با ترجمه به فارسی

  • جا کن شده
  • (محل سکنی خود را) ترک کردن · برون شدن · بیرون آوردن (از جای خود) · بیرون راندن · بیرون کردن یا شدن · راندن · رها شدن یا کردن
اضافه کردن

ترجمه های "dislodgement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه