ترجمه "dismal" به فارسی
تیره, دلگیر, افسرده بهترین ترجمه های "dismal" به فارسی هستند.
dismal
adjective
دستور زبان
Disappointingly inadequate. [..]
-
تیره
nounThe untried universe might prove a dismal hole,
شاید آن دنیایی که نیازموده بود چون مغاکی تیره رخ مینمود،
-
دلگیر
adjective -
افسرده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تاریک
- اندوهگین
- تسلی ناپذیر
- حزن انگیز
- دلتنگ کننده
- سوت و کور
- غم افزا
- غم زده
- ملالت انگیز
- پریشان کننده
- گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dismal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dismal" با ترجمه به فارسی
-
افسردگی · اندوهناکی · روزهای بد
-
چنانکه پریشان · یادلتنگ کند یااندوه اورد
-
حالت افسرده کننده · دلتنگی · ملالت انگیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن