ترجمه "disport" به فارسی
تفریح, شادی, شادمانی بهترین ترجمه های "disport" به فارسی هستند.
disport
Verb
verb
noun
دستور زبان
to amuse oneself divertingly or playfully; to cavort or gambol [..]
-
تفریح
noun -
شادی
noun proper -
شادمانی
-
ترجمه های کمتر
- خوشی
- تفریح و شادی کردن
- جست و خیز کردن
- رقاصی کردن
- سرگرم کردن
- شادمانی کردن (معمولا با self- )
- مشغول کردن
- کیف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن