ترجمه "displeasure" به فارسی
رنجش, ناخشنودی, نارضایی بهترین ترجمه های "displeasure" به فارسی هستند.
displeasure
noun
دستور زبان
A feeling of being displeased with something or someone; dissatisfaction. [..]
-
رنجش
nounThe old man's flat face and dark eyes showed nothing, but his voice was sullen with displeasure.
چهرۀ پتو پهن و چشمان سیاه پیرمرد چیزی نشان نداد، اما لحن صدایش حکایت از رنجش او داشت.
-
ناخشنودی
And did some of our brothers during that period compromise their Christian neutrality and thereby incur Jehovah’s displeasure?
آیا حقیقتاً برخی از برادرانمان سازش کرده بیطرفی مسیحیشان را زیر پا گذاشتند و سبب ناخشنودی یَهُوَه شدند؟
-
نارضایی
-
ترجمه های کمتر
- دردسر
- رنجیدگی
- زحمت
- (قدیمی) ناراحتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " displeasure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن