ترجمه "disposability" به فارسی
دردسترس, فروشی, مصرفی بهترین ترجمه های "disposability" به فارسی هستند.
disposability
noun
دستور زبان
(rare) The property of being disposable. [..]
-
دردسترس
-
فروشی
after disposing of the embalmed head to a barber, for a block
پس از واگذاردن سر مومیایی به یک سلمانی که میخواست موی عاریه فروشی را روی آن بگذارد،
-
مصرفی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disposability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disposability" با ترجمه به فارسی
-
درآمد قابل خرج · درآمد پس از پرداخت مالیات
-
لاشهسوزي
-
(از شر چیزی) راحت شدن · (از گیر چیزی) خلاص شدن · (دستگاهی که در زیر دستشویی آشپزخانه تعبیه شده و زباله و غیره را خرد می کند و به لوله ی فاضلاب می ریزد) زباله خرد کن (garbage disposal هم می گویند) · (طرز قرارگیری) ترتیب · آرایش · آزادی · اختیار · اداره کردن · ارزانی داشتن · تصفیه، پاکسازی، زدایی، عمل زدودن ناخالصی اضافات یا حواشی از چیزی · دورانداختن · رسیدگی · صف آرایی · واگذاری و فروش – در معرض گذاری · کلک (چیزی یا کسی را) کندن
-
حل و فصل کننده · دستگاه زباله خرد کن · رسیدگی کننده
-
آرایش یافته · آماده · تنظیم شده · خواهان · علاقمند · مایل · مرتب شده · مستعد · پذیرا
-
(با: toward) مخالف · بد ذات · بد نیت · بدجنس · بدخواه · ملعون · نادوست وار · نامهربان
-
ارزش واگذاری اسقاط
-
خلاص شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن