ترجمه "disquiet" به فارسی

ناآرامی, نگرانی, دلهره بهترین ترجمه های "disquiet" به فارسی هستند.

disquiet adjective verb noun دستور زبان

Want of quiet; want of tranquility in body or mind; uneasiness; restlessness; disturbance; anxiety. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناآرامی

    noun

    I was filled with vague disquiet.

    من با ناآرامی مبهمی پر شده بودم.

  • نگرانی

    The sole disquieting feature was the very real success of the Turks in frightening the Arabs by artillery.

    تنها نگرانی که وجود داشت این بود که ترکها با توپخانه خود اعراب را به وحشت میانداختند.

  • دلهره

    That view was somehow disquieting; so they turned from the sight and went down into the hollow circle.

    این منظره تا اندازهای دلهره آور بود؛ پس رو از این منظره گرداندند و به میان گودی گرد فرو رفتند

  • ترجمه های کمتر

    • تشویش
    • دلواپسی
    • (قدیمی) ناراحت
    • بی قرار
    • دل شوریدگی
    • دلواپس کردن
    • سختي
    • مشوش کردن
    • ناآرام کردن
    • نداشتن آرامش
    • نگران کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disquiet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "disquiet"

عباراتی شبیه به "disquiet" با ترجمه به فارسی

  • پریشان
  • بی ارامی · بیقراری · دل واپسی · نااسودگی
اضافه کردن

ترجمه های "disquiet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه