ترجمه "dispute" به فارسی

بحث, مشاجره, مباحثه بهترین ترجمه های "dispute" به فارسی هستند.

dispute verb noun دستور زبان

Contest; struggle; quarrel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بحث

    noun

    I should imagine disputes in your line of work are hard to settle.

    فکر کنم بحث و جدال تو خط کاري شما حلش سخته.

  • مشاجره

    noun

    A loud or noisy verbal confrontation between two or more people.

    You presided in a dispute over support payments.

    شما قضاوت يه مشاجره سر پرداخت هزينه هاي کودک رو به عهده داشتيد.

  • مباحثه

    Through the door standing ajar the hollow sound of disputing voices reached her ear.

    از لای در، که خوب بسته نشده بود صدای گنگ مباحثه به گوشش میرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • منازعه
    • مجادله
    • مناظره
    • تنازع
    • نزاع
    • مناقشه
    • جدل
    • دعوا
    • جدال
    • تشدید
    • جستار
    • اندیدن
    • ستیزیدن
    • مشاجرة
    • گفتمان
    • بگومگو
    • تخلف
    • ستیزه
    • غوغا
    • (مهجور) جنگ و دعوا
    • اوراق کردن
    • ایستادگی کردن
    • بحث کردن
    • جدال کردن
    • جستار کردن
    • جنگ لفظی کردن
    • جنگیدن برای
    • دعوا کردن
    • دعوی کردن
    • دو دلی کردن
    • زد و خورد
    • ستیز کردن
    • مشاجره کردن
    • مناظره کردن
    • مورد تردید قرار دادن
    • مورد جر و بحث قرار دادن
    • مورد مقاومت قرار دادن
    • نزاع کردن
    • پایداری کردن
    • چون و چرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dispute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dispute" با ترجمه به فارسی

  • بحثی · جدلی · ستیزه جو · متنازع فیه
  • بحث · بحث و تعمق · بحث و جدل · جدال · جستار · ستیزه · مباحثه · مذاکرات پارلمانی · منازعه · مناظره · هم ستیزی · گفتمان
  • اختلاف شغلی
  • اختلاف
  • بحث انگیز · جستارانگیز · قابل بحث · مورد دعوا
  • بحث کننده · بحث گر · طرف بحث
  • قابل اعتراض بودن
  • اختلاف کار
اضافه کردن

ترجمه های "dispute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه