ترجمه "disqualify" به فارسی

(ورزشکار را از شرکت در مسابقه) محروم کردن, اماده ساختن, بی بهره کردن بهترین ترجمه های "disqualify" به فارسی هستند.

disqualify verb دستور زبان

To make ineligible for something, by the explicit revocation of a previous qualification. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ورزشکار را از شرکت در مسابقه) محروم کردن

  • اماده ساختن

    verb
  • بی بهره کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بیمار ساختن
    • زا ندرك تيح الص بلس
    • سلب صلاحیت کردن
    • فاقد صلاحیت کردن
    • مردود کردن
    • ناسزاوار کردن
    • ناشایسته کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disqualify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "disqualify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه